آخرین اخبار
۱۲:۰۴:۵۶ - سه شنبه ۸ فروردین ۱۳۹۶
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
نامه کمال رستمعلی به دکتر احمدی نژاد/ شنیده ایم گفته اید امسال سال مردم است
برادر ارجمند و عزیز دکتر محمود احمدی نژاد سلام علیکم بماصبرتم شنیده ام که گفتید: ” امسال سالِ مردم است. ” و این حقیقت را تنها کسانی در می یابند که ” مردم ” باشند. در فهمِ خواست و اراده یِ مردم تا زمانی که یکی از این اصحابِ قدرت و احزاب و جریان ها […]

برادر ارجمند و عزیز
دکتر محمود احمدی نژاد
سلام علیکم بماصبرتم

شنیده ام که گفتید: ” امسال سالِ مردم است. ” و این حقیقت را تنها کسانی در می یابند که ” مردم ” باشند. در فهمِ خواست و اراده یِ مردم تا زمانی که یکی از این اصحابِ قدرت و احزاب و جریان ها و گروه ها باشی، هر که و هر چه که باشی، زین شبِ تاریک ره به صبح نمی بری.

برادرم
این روزها دوباره رسیده ایم به روزها و ماه هایِ ابتداییِ دولت یازدهم، دوباره رسیده ایم به ماه هایِ پایانیِ دولت دهم؛ دوباره تو مانده ای و ” مردم “؛ پُست جویان دوباره به پستو رفته اند و مقام طلبان پیِ مقام به بامی دیگر پریده اند.

تو مانده ای و جوانانی ” کوه آهن مَرد ” که مانده ام میانِ آن همه کار و خدمتت که بی مُزد بود و منت، در کدام مجال این گونه مومن و استوار و پرشکوه تربیت شان کردی که ” با هر بادی به باد نرفتن ” تازه خطِ اولِ مرام نامه یِ جوانمردی و عدالت خواهی شان است و ” تو خود حدیث مفصل بخوان از این مُجمل “!

مومنِ مهربان
چه شوقی دارد کنارِ تو بودن وقتی حالا عافیت طلبان یکی یکی دو تا دو تا گروه گروه هر کدام به بهانه ای می روند، بهانه هایی برایِ آرام کردنِ وجدان شان و برای خوابی بی تشویش در شب، عذابِ وجدان اما ترک کنندگانت را روزی روزگاری دیگر از پای خواهد انداخت؛ امروز روزِ جولانِ بهانه هایِ بی بها برایِ تنها گذاشتنت است.

چه شوقی دارد ایستادن کنارِ تو وقتی تشنگانِ قدرت عکس هایِ یادگاری شان را با تو محو می کنند و سابقه یِ هر محبت و دوستی را با تو یکسره منکرند.

جانِ برادر
امسال سالِ مردم است و سال هایِ پیشِ رو هم؛ که کارگرِ طبسی به خیالِ پُست و مقام عکست را به دیوارِ اتاقِ خانه یِ کوچکش نزد که حالا دل از تو بکند که کشاورزِ منجیلی هوایِ میز در سر نداشت که امروز هوایی شود و رهایت کند پیِ سودایی دیگر؛

” این باد اندر هر سری سودایِ دیگر می پزد
سودایِ آن ساقی مرا باقی همه آنِ شما ”

که راننده تاکسیِ چابهاری با چرتکه و حساب و کتاب دلش مملو از مهر تو نشد که حالا برایِ به دست آوردنِ دلِ دوستانِ جدید و لاجرم گرفتنِ میزی و مقامی برائت نامه علیه ت صادر کند!

اُف برمیزی که ریز می کند انسان را با همه یِ عظمتش، اُف بر پُستی که حقِ دوستی و نان و نمک را یکسره می نهد به کناری تا تهِ تهش بشوی آویزانِ این حزب و آن جبهه برایِ دو روزه یِ دنیا که به خدا سوگند روزِ سومش را جنابِ نوح هم با همه یِ عمری که کرد، ندید و نچشید.

و بیچاره آن کسی که دو روز مردانه ایستادن پایِ رفیق و برادر را می فروشد برایِ دو روز سواری دادن به میز؛

” یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد
آن که یوسف به زرِ ناسره بفروخته بود ”

فرزندِ صبور و پاک مردم
چه نیک بختیِ شگفت و شیرینی که تو ما را در تجربه هایی از جنسِ ایستادنِ جوانمردانِ تاریخ کنارِ قهرمانانِ مردم سهیم کردی؛ گویا با تو به دلِ تاریخ رفتیم و در زیستِ صبورانه و مومنانه یِ همه یِ مردانِ مردِ پرشکوه که تهمت ها و دروغ ها و تکفیرها و تحقیرها و تمسخرها از پا نینداخت شان، شریک شدیم.

شریکِ همه یِ آرزوها و رویاها و آرمان هایِ مردمی که از چپ و راست و ثروت و قدرت و میز و آویزان بودن از جریان ها فارغند، لاجرم وقتی مهرِ جوانمردی به دل شان می افتد، همه یِ نامردهایِ عالم هم جمع شوند تا بیرون کنند آن عشق و مهر را؛ بیرون نمی توان کرد حتی به روزگاران.

برادر صبور و استوار
امسال سالِ مردم است نه سالِ جویندگانِ مقام و میز، که تفاوتی نیست بینِ جویندگانِ مقام و جویندگانِ طلا در فیلم های کلاسیک؛ هر دو به یک اندازه در به دست آوردنِ آن چه در پیِ آنند برادر و رفیق نمی شناسند.

عزیز
تو نیک تر می دانی که برائت نامه هایِ دیگری هم در راه است و تخریب ها و تحقیرها و تمسخرهایِ دیگری هم. اطرافِ قهرمانِ مستضعفان از این هم خلوت تر می شود و از این هم شلوغ تر؛ رازِ این خلوت شدن و شلوغ شدنِ توامان را تنها کسانی می دانند که ” مردم ” باشند.

که باز هم پُست مرامانِ پَستِ دیگری به خیالِ خودشان بهانه هایِ جدایی شان را مکتوب می کنند تا بشود تیترِ یکِ رسانه هایِ حرامی؛ تا مگر از عذابِ وجدان رها شوند.

باز سنگ اندازی سنگ خواهد انداخت، تیر اندازی تیر، نیزه داری نیزه خواهد افکند و آن که هیچ ابزاری ندارد هو خواهد کرد.

ایرانیِ انقلابیِ وطن دوست
هر چه که اطرافت از تشنگانِ قدرت خالی تر شود جا برایِ مستضعفان، جا برایِ رانندگانِ تاکسی و نانوایان و کارگران و کشاورزان و دامداران و بازاریان و کارمندان و معلمان و جوانان بیشتر و بیشتر خواهد شد؛ مردم در صفوفی فشرده تر و پُر مهرتر به گِردِ تو حلقه خواهند زد.

برادرِ کوچکت؛
کمال رستمعلی
۶ فروردین ۱۳۹۶ هجری خورشیدی

دولت بهار

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب