آخرین اخبار
۱۱:۱۷:۴۹ - سه شنبه ۸ فروردین ۱۳۹۶
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
محمد محمدی
نمونه ای از دیپلماسی فشل فرهنگی
درگشت و گذار رویدادهای هنری دهه شصت به مصاحبه‌ی یکی از مدیران تأثیرگذار در آن سال‌ها برخوردم، گفتگویی که با اطمینان خاطر می‌توان گفت نمونه‌ی کوچکی از عمق اعتقاد و سیاستی است که سال‌های سال در حوزه فرهنگ و هنر کشور متأسفانه در حال عملیاتی و اجرایی شدن است. مدیر نسبتاً بلندپایه‌ی آن سال‌ها طی […]

درگشت و گذار رویدادهای هنری دهه شصت به مصاحبه‌ی یکی از مدیران تأثیرگذار در آن سال‌ها برخوردم، گفتگویی که با اطمینان خاطر می‌توان گفت نمونه‌ی کوچکی از عمق اعتقاد و سیاستی است که سال‌های سال در حوزه فرهنگ و هنر کشور متأسفانه در حال عملیاتی و اجرایی شدن است. مدیر نسبتاً بلندپایه‌ی آن سال‌ها طی یک گفتگوی مبسوط و مفصل که با فصلنامه فارابی داشتند اشاره فرمودند که:

«جشنواره فیلم فجر تنها برای این است که در یک لانگ شات بتوانیم کارنامه فعالیت یک‌ساله سینمای ایران را ببینیم» و در ادامه نیز طی ادله‌ی فراوان به این نتیجه می‌رسند که چون توان مقابل با سینمای دنیا را نداریم پس‌نیازی به توجه کردن به بخش بین‌المللی این فستیوال نیز نیست. این گفتگو همان‌طور که بیان شد در فصلنامه فارابی در سال ۶۹ منتشر گردید شد اما جالب است که این مدیر باسابقه‌ی فرهنگی در تیرماه سال ۹۵ نیز در نشست پژوهشی جشنواره فیلم فجر با تکرار همان صحبت‌ها و با اشاره به هدف از تأسیس و برگزاری جشنواره تأکید کردند که «جشنواره فیلم فجر باید و تنها کارنامه‌ی یک‌ساله‌ی سینمای ایران باشد و بس.»

حال تصور کنید اگر بنا بود فستیوال‌های مهم و بزرگ دنیا ازجمله اسکار، کن و برلین هم با همین سیاست پی‌ریزی و استمرار پیدا کنند قطع به‌یقین نتیجه آن بعد از سال‌ها برگزاری چه می‌شد؟ و در این سال‌ها از چه دستاوردهایی برخوردار می‌گردیدند؟ پاسخ واضح و روشن است با چنین سیاست‌هایی جایگاهی جز جایگاه امروزی جشنواره فیلم فجر قرار نمی‌گرفتند، سطح و درجه‌ی که به لطف سیاست‌های مدیران سینمایی و صدالبته با همراهی برخی بی‌سوادان، هنرمند نماهای و منفعت‌طلبان بزرگ‌ترین فستیوال سینمایی بعد از سی‌وپنج دوره تنها به یک دورهمی ساده و دید بازدید هنرمندان از یکدیگر تبدیل‌شده است، فستیوالی که اهالی دو کوچه آن‌سوتر از سینمای میزبان جشنواره هم نمی‌دانند در آن مجموعه چه خبر است.

کشورهای همسایه و بحث فرا منطقه که جای خود و تمام این‌ها درحالی‌که است‌که هزاران هزار کیلومتر دورتر فستیوال‌هایی برگزار می‌شود که از مسائل حاشیه‌ی و بی‌اهمیتی‌اش گرفته تا سیاست‌های پیدا و پنهانش چنان موردتوجه و انعکاس قرار می‌گیرد که تا عمق جان مردم تمام کشورها نفوذ می‌کند، حال در این‌سوی مرزها چه تعمداً و چه سهواً تنها یاد گرفته‌ایم هرساله و در ایام برگزاری‌شان بگوییم کن بد است، اسکار فلان است، برلین بهمان است و بشویم حکایت آن گربه که دستش به گوش نمی‌رسید …

آری خیلی چیزها بد، بیسار و بهمان است اما فاجعه بارتراز همه آن‌ها حضور تفکرات و اعتقادات امثال این آقای مدیر هنری و ازقضا تأثیرگذار و صدالبته با همراهان ویاران و برخی فریب‌خوردگان و منفعت‌طلبانی که سال‌های سال است از سرمایه نظام و ملت ارتزاق می‌کنند اما نه‌تنها در راستای انقلاب و کشور هیچ گامی برنداشتند که همسو باسیاست‌های زیرکانه و خصمانه دشمن و در باطن قضیه سعی در زمین‌گیر کردن ظرفیت‌های و پتانسیل‌های مهم نظام و انقلاب نیز تلاش‌ها و کوشش‌های بسیاری کرده‌اند و آنچه بعد از سی‌وهشت سال می‌توان نتیجه گرفت با نگاهی واقعی و به‌دوراز توهم و تعصب تنها می‌توان گفت تا حدود بسیار زیادی موفق نیز بوده‌اند.

بی‌صبرانه امیدوارم در سال جدید و با گسترش وسعت انتخاب ملت سیاست‌های اصیل، اساسی و متعالی انقلاب در حوزه فرهنگ و هنر شکوفا گردد، سیاست‌هایی که متأسفانه بعد از سه دهه از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی تنها شاهد خنثی بودن و زمین‌گیر شدن آن هستیم.

دولت بهار

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب