آخرین اخبار
۱۸:۲۴:۳۶ - یکشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۵
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
دکتر فرخ باور
چه بلایی برسر ایران آمده؟
به گزارش شبکه ایرانیان ، اگر پزشک اورژانس بیگانه باشد می پرسد چه بلایی برسر ایران آمده؟ از کوه افتاده؟ تصاف کرده کرده، زیر کامیون رفته؟ چرا اینطور لت و پار شده، اجزای بدن سرجای خود نیستند، سعدی چه میگفت؟ مگر او شاعر شما ایرانیها نبود؟ اما در چنین وضعیتی شعر و کار فرهنگی و […]

به گزارش شبکه ایرانیان ، اگر پزشک اورژانس بیگانه باشد می پرسد چه بلایی برسر ایران آمده؟ از کوه افتاده؟ تصاف کرده کرده، زیر کامیون رفته؟ چرا اینطور لت و پار شده، اجزای بدن سرجای خود نیستند، سعدی چه میگفت؟ مگر او شاعر شما ایرانیها نبود؟ اما در چنین وضعیتی شعر و کار فرهنگی و نصیحت بگوش چنین شخصی اتلاف وقت است و باید بلافاصله وارد کار شد و فعلا او را نجات داد.

پس از عملیات اورژانسی نجات، بستن رگهای پاره، بند آوردن شدید خونریزی، تزریق خون و خشک کردن عفونتها، بستن ماسک اکسیژن و تمام عملیات فوری نجات، برنامه های میان مدت در یک طرح کلی بلند مدت آغاز می شود. تبدیل همین برنامه ی اورژانس نجات به برنامه های دولت مردمی، کار بلد و دلسوز مفصل است که در برنامه ی انتقالی نوشتم.

اما برای هجوم به برنامه ی مردمی میان مدت در چشم انداز راهبردی، باید تمام مسایل را در برنامه ی رفع بیکاری قرار داد. تا هنگامی که ۷۰% از مردم در روستاها و در میان عشایر بسر می بردند و ۳۰% در شهرها، بیکاری مربوط به همین ۳۰% شهرنشین و حاشیه نشینیهای آن میشد؛ با وارونه شدن این معادله بیکاری نیز به همین تناسب و بیشتر از آن رشد کرد. بیشتر زیرا بسیاری از کارهای خرت و پرتی پوششی بر بیکاریست و کار نیست. بیکاری را باید ریشه کن کرد و کاری برای همه بوجود آورد که مانند پیچ و مهره های یک ماشین بزرگ نباشد و برعکس نمونه ای از یک جامعه ی انسانی، خلاق، پر کار، پر بار، شاد، سالم و نیرومند باشد و ما نمونه های آنرا داشتیم. کاری که عشایر می کردند، مانند خود طبیعت، بسیار سخت و طاقت فرسا اما همراه با شادی بود و هنوز برغم تمام ستم ها تا حدی بجا مانده است. شالیکاران با ساز و دهل و نیلبک وارد کار می شدند، چایخانه ها محل استراحت پس از کار آنها بود. پس از فروش محصول زنان به زیارت میرفتند و سپس النگو می خریدند. جوانها عاشق می شدند و برای ازدواج مشکلی بجز جشن نداشتند. بر همین اساس که هنوز از حافظه ها پاک نشده می توانیم جامعه ای شاد بسازیم که همه در آن به کار و زندگی و درست کردن خانواده مشغول باشند.

برای ایجاد کار دو مرض مزمن را باید فوری رفع کرد. نخست بستن مرزهای ورودی قاچاق و واردات بیهوده و مضر، سپس از بین بردن دلال و واسطه. اینها کار فرهنگی دراز مدت روبنائی نیستند، زیربنایی، فوری مانند عمل جراحی و لازم الاجرا هستند. چگونگی کنترل دولت انقلابی مردمی بر واردات و صادرات و تجارت خارجی روشن است و با تغییر قانون، و اجرای آن توسط سازمانها و نیروهای نظامی انتظامی گمرکی و بسیج مردمی کاملا قابل اجراست. اما از میان برداشتن واسطه گری و دلالی، که لازمه و نتیجه ی جامعه ی تجاری و هرج و مرج کسب و کار و بی برنامگی سنتی است که حالا قیافه ی نوین سرمایه داری مالی بخود گرفته که از توانایی های نرم افزارهای الکترونیکی و سرعت دلالی و انباشت سرمایه نجومی وار برخوردار بوده و باقی جامعه را بهمان شدت فقیر و تهی کرده، کاری مشکل تر و زمان بریست. همانطور که بنا بر شوخی و گفته ی رهبر محترم، آقای ترامپ کار ما را آسانتر کرد و قیافه ی واقعی آنها را بیشتر نشان داد، آقای روحانی و دولت متبوعش نیز بیشتر قیافه ی حریص و عقب افتاده ی سرمایه داری مالی و دلالی را در ایران برملا نمود و این تنها جنبه ی مثبتی است که انجام داد. بنابراین، دولت مردمی جدید، گرچه دوباره تمام رشته ها و برنامه های دولتهای مردمی احمدی نژاد را می دوزد و ادامه می دهد، اما بعلت همین شرایط بد اورژانسی که دولت دلال ایجاد کرد، مجبور است اقداماتی اساسی تر، ریشه ای تر و ضربتی تر انجام دهد.

نخست ارتباطات و راهسازی، هرچه بیشتر روی ریل، توی لوله و کشتیرانی، و هرچه کمتر روی کامیون و جاده ای؛ شبکه های فیبر نوری، برق و گاز به اندازه ی زیاد انجام شده و اینک شبکه های فیبر نوری و اطالاعات نرم افزاری را باید برای زمینه سازی دورکاری آماده نمود. فراگیر شدن امکانات دسترسیهای شبکه ای و ریلی، در اجرای سیاست کلی مهاجرت معکوس ریشه ی دلالی را می خشکاند زیرا در حالت فقدان همین زیرساخت هاست که امکانات دلال و دلالی فعال می شود. به این کار باید هجوم برد و رقاصی و دلبریهای بخش خصوصی را که تا سود کافی نباشد هم ناز می کند و هم از کار جلوگیری، کنار زد یا طبق برنامه وارد شبکه ی کار می شود، یا از آن سلب مالکیت و خلع ید می گردد. برای پول و سرمایه اینهمه کار جای هیچ نگرانی نیست وقتی که ظروف مرتبطه شرایط تعادل و گردش پول و ثروت را فراهم کرد. صنایع نفت نه بعنوان تافته ای جدا بافته برای خود بل برای رشد بافته ی تمام جامعه ی انسانی کشور می تواند هزینه ی اجرای زیرساختها را فراهم کند و مردم، وقتی که برای خود، دولت و کشورشان کار کنند، با علاقه کار خواهند کرد. پس از جنگ دوم، جوانهای یوگسلاوی با دست خالی یخ ها را می شکستند و در انزوای کامل جهانی راه آهن کشور را ساختند. همین کار زیرساختها و شبکه ها باعث ایجاد کار فراوان هم برای زحمتکشان می شود و هم برای دانشگاه ها که باید مستقیما وارد کارزار شودند. دستمزدها مناسب، شناخت کارهای سنگین، ۴۰ ساعت کار در هفته، دو روز تعطیلی و استراحت مگر کارهای داوطلبانه؛ برنامه ریزی اوقات فراغت و خانواده گی، فرهنگی، سینما، گردشگری و غیره. کشاورزی پیشرفته بعنوان زمینه اساسی مهاجرت معکوس؛ شهرک های هوشمند، دهکده های اکونومیک اکولوژیک؛

مکان یابی ساخت دهکده های اکونومیک اکولوژیک بر اساس احیای قناتها و بدست آوردن آب پشت سدهاست. ۴۰% از سطح این دهکده های محصور مربوط به صیفی کاری، گلکاری و گلخانه ای، درختان مثمر و غیر مثمر سوزنی برگ یا خزان پذیر میشود تا دهکده بتواند مصرف خود را تامین و باقی را با بسته بندی مناسب به شهر بفرستد. بازتشستگان به این کار می پردازند. لبنیات و تخم مرغ سالم را هم خود این دهکده ها برای مصر خود تامین می کنند و دانشکده های کشاورزی و دامداری برای بهینه سازی تولید سالم و بدون مهندسی ژنتیک یا کود شیمیایی وارد کار می شوند. همینطور برای بسته بندی و انبارداری و حمل و نقل؛ تولید انرژی برق با باد و آفتاب؛

توربین های بادی عمودی و افقی در جهت باد غالب، به شکل آسیابهای بادی سنتی جنوب خراسان، در میان دیوارهای باربر خشتی و کاه گلی یا با مغز آجری با ملات بتنی و نه به شکل وحشتناک مدرن امروزی؛ و سیستم های گلخانه های برای حبس گرمای ناشی از تشعشات خورشید هم برای آبگرم مصرفی و هم توربین های کوچک تولید برق، و لوله های آهنی بلند برای ایجاد جران تند هوا و گردش توربین ها، با کمک دانشکده های برق و تاسیسات؛ فاضلابهای آب سیاه از آبهای صابون دار و آشپزخانه ای جدا شده تا در چاه های سپتیک عمل کند. کیسه پلاستیک یا وجود ندارد یا فروشی است. زباله ی پس از جمع آوریای جداگانه ی چند گانه آشپزخانه ای، شیشه و پلاستیک و باغچه ای و مقوا، به گوشه ی زیر باد دهکده رفته بازیافت می گردد.

واحدهای مسکونی ۶۰% از باقی سطح دهکده را می پوشانند. تمام اتومبیل های ساکنان یا مهمانان در حاشیه در جای امن و مسقف غیر آهنی قرار می گیرند و باقی دهکده پیاده رو است. این بخش مسکونی دارای مرکز محله و تجهیزات و خدمات مصرفی و فراغتی می باشد. بعلت شیبدار بودن زمین، آب باران جمع آوری و انبار می شود و سرریز برای سیل نیز ساخته می شود. با درنظر گرفتن باغچه های خصوصی خانه ها، پیاده راه ها و پارکینگ ها، سطح باز دهکده به ۶۰% می رسد. پروژه و طرح واحد های مسکونی آماده است. مالکیت آنها، زمین تا سقف با حیاط کوچک، کنار همدیگر و با میدان ها و فضاهای همسایگی و دفاع غیر عامل، تا ۲۰ سال متعلق به تعاونی دهکده و غیر قابل خرید و فروش یا تقسیم است. نگهداری از آنها بعهده ی خود خانواده است. و باید از ماسوله یاد گرفت که مالکیت خصوصی بام و نگهداری از آن را در خدمت عموم و مصرف همه میگذارند. خانه ها در دو و بخشی از آن سه طبقه بوده، با شکافهای نورگیر اکولوژیک شده و دارای تهویه ی هوای مطبوع با آفتاب و گردش طبیعی هواست و دورکاری نیز در آنها و در مرکز محله رعایت میشود. شکل و ضریب یا حد تراکم همانی است که بنابر اقیلم بیابانی یا بارانی، کوهستانی زاگرس و البرز، شکل روستاهای گلپایگان، اوروم آدا، ماسوله، ابیانه یا ساحلی و سیستانی و غیره جاافتاده و کار می کند. آپارتمان سازی و روی هم زیستن ممنوع می شود. فرهنگ آپارتمان نشینی یاد گرفتنی نیست.

ساختمانها و درزهای انبساط آنها بدون اسکلت و با دیوار باربر؛ کلافهای عمودی و ضد زلزله هستند. برای ساخت آنها لازم است آجرهای تازه ساخته شود. نمونه ی این آجرهای سفالی سنگین عایق و ضد زلزله در ایتالیا سالهاست به اندازه های و موارد گوناگون وجود دارد. برای پخت آنها باید کوره های پخت خورشیدی را با کمک دانشکده ی مهندسی و برق طراحی و اجرا نمود. طرز کار با آنها را در همان مدرسه های محله به خود مردم می توان یاد داد. کار با اینگون آجرهای مجوف بزرگ بسیار سریع و راحت است. اندازه ها کالیبره و تکراری است و دور ریز و شکستن ندارد. سقف ها پانلهای استاندارد، کالیبره و پیش ساخته روی کلافهای افقی کمربندی چفت و بست میگردد. باید جایگزینی برای میل گرد ساخت تا خانه به قفس آهنی تبدیل نشود و انرژیهای کیهانی، همانهایی که در اطاق فرعون هرم خوفو جمع شده غوغا می کنند و هرم را به آتش درون پیرامید تبدیل می کنند، باعث سالمت جسم و جان شودند. در و پنجره و شیشه های دوجداره در در اندازه و کیفیات استاندارد در تمام استانها تولید انبوه شده به موقع رسیده و قاب آنها هنگام ساخت دیوارها جا گذاری می شوند. گردش هوا از گربه روهای زیر و راهروهای کناری صورت می گیرد. فضاهای پر و خالی و میانی یا میانجی با ایوان های بیرونی و درونی درنظر گرفته می شود. اینهم کار طراحی و عملی برای دانشکده های معماری استانهای کشور. اگر تغییراتی بنا بر استعدادهای اقلیمی و طبیعی و غیره لازم است در تقسیم بندیهای کشور صورت بگیرد، به پیش. برنامه ی اقلیمی و آمایش سرزمین دوسال پیش از طرف خود رهبر محترم تدوین و پشنهاد شد و همان باید از طریق بررسی در دانشگاه ها و دروس گوناگون آن اجرایی شده و در این مجموعه های مسکونی تولیدی، و در فعالیتهای کشورزی و دیگر فعالیتهای تولید اجرا گردد.

صادرات زیر سئوال است: آنچه که تولید آن گرما زا بوده و محیط زیست را آلوده می کند برای صادرات در واقع نه تنها درآمد زا نبوده که بسیار مضر است. نیروگاه های ترکیبی برق با وجود تکنولوژی جدید گردش بخار و آب، بعلت استفاده از چاه های عمیق به شدت به ضرر کشاورزی و سیستم های سنتی چاه و قنات بوده، برق را باید با نیروگاه های هسته ای کنار دریا همراه با آ بشیرین کن هایش کسب کرد. تا حدی هم از سدها اما از سدها نباید سوء استفاده نمود. مثلا سدهایی که با اختلاف قیمت و شدت استفاده در طول شب و روز، آب را در دو ظرف بالا و پایین میبرد و به زحمتش نمی ارزد. همینطور مساله ی کشت دیم. با وجود مرغوب بودن گندم آن، با فرسایشی که در سطح زمین ایجاد می کند ضررش بیشتر از منفعتش است. این را نیز می توان در دانشکده ی کشاورزی به کنکاش گذاشت و نتیجه را در برنامه ریزی کشاورزی وارد نمود.

در کنار این دهکده های نمونه، مساله ی صنایع تبدیلی محصولات کشاورزی؛ سردخانه ها، سیلو ها و خدمات دیگر شرایط کار و زندگی سالم و شادی را بوجود می آورد که جاذبه دارد و مهاجرت معکوس را بوجود می آورد. این کارها باید با لذت و شادی انجام بگیرد. آنگاه زندگی با کیفیت، انسان با هویت، تولید بدون بیگانگی صورت می گیرد. تمام این موارد را باید در مورد عشایر و کوچندگی آنها بکار برد، راه های کوچ را ترتیب داد و دوباره برقرار نمود و واسطه های فصلی خرید گوشت را از میان برداشت. با مرمت کاروانسراها و رباط های رابط میانشهری و کاروانرو ها به زندگی و استمرار کار و تولید عشایر کمک نمود. صنایع بزرگ را دوباره بررسی نمود. تولید فولاد، مانند تولید سیمان و برق با سیکل ترکیبی اگر آلودگی بهمراه دارد باید از صادرات حذف گردد.

با ایجاد روند برنامه ریزی شده و هدایت شده ی مهاجرت معکوس، که بر عهده ی دولت و بسیج مردمی است، در مدت زمان کوتاهی محله های حاشیه و بدساخت کلان شهرها تخلیه می شوند. آنگاه بجای تقویت بیهوده ی آنها، تخریب شده، و فضای سبز، فراغت، ورزش و خالی برای دفاع غیر عامل نیز باز و مهیا شود. جابجایی پایتخت لازم نیست. با پیشروی این برنامه از تراکم شهر کاسته، و با دورکاری، از حجم ترافیک کم شده، لزوم ساخت بسیار پر هزینه ی پایتخت جدید، که در حالت تحریم ممکن نیست و یا اگر ممکن شود کشور دچار بدهکاری و وابستگی به بانکهای امپریالیستی لاشخور می شود، لازم نیست.

اینها بعضی از کارهای لازم و حیاتی است که لازم است و هم کار بوجود می آورد طوری که به نیروی کار اضافی هم نیاز پیدا کنیم. می توان تصور نمود چنین فعالیتی اگر سر بگیرد و شوراها با داشتن بودجه در آن شرکت کنند، فضا سالم و شاد خواهد شد و نام اسلامی، بدون ربا، با عدالت اجتماعی و در راه مساوات شایسته ی آن در تاریخ و جهان خواهد شد. این کار کاملا شدنی است و زیاد به کار تخصصی اقتصاددان ها بستگی ندارد.

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب